نوروز 93
عزیز دلم ببخشید که مطالب رو یکم دیر می ذارم آخه به خاطر عروسی دایی رضا خیلی سرم شلوغه
این دومین عیدی بود که تو با وجودت به خانواده نشاط و شادی بخشیدی
قبل از سال تحویل سفره رو تو خوانه چیدیم

بعدش واسه سال تحویل رفتیم خونه مامان جون و باباجون همه اونجا دعوت بودن


اینم مریم که تو خیلی دوسش داری و با دیدنش کلی ذوق می کنی


اینم یه عروسک ناز که راه می ره عیدی من و بابایی واسه دختر گلم پیشنهاد بابایی بود گفت اینو واست بخریم شاید با دیدن این راه افتادی

البته همه کلی عیدی های خوب بهت دادن که اکثرش نقدی بود
امسال یه عضو جدید داشتیم که اسمش نیلیاست اینم عکسش

با بدنیا اومدنش من خیلی نگران بودم همش می ترسیدم یه بلایی سرش بیاری ولی خدا رو شکر خیلی دوسش داری اصلاً بهش دست نمیزنی فقط ذوقش می کنه قربون دختر مهربونم برم همش دوس داری واسش لالایی بگی تا بخوابه بعضی وقتا هم بهش میگی قلی قلی یعنی داری قلقلیش می کنی



نوروز 93 
